8 عادت افراد موفق قبل از صبحانه

دکتر غلامرضا دبیری
اخرین بروزرسانی 19 اسفند 1400
1 نفر ثبت نام کرده اند

درباره این دوره

چرا برخی افراد موفق می شوند و خیلی ها نمیتوانند

اساسی ترین دلیل برای انجام کارها توسط افراد در زندگی و در محل کار رسیدن به موفقیت می باشد. بنابراین، یکی از دلایل تلاش های بیش از حد این افراد رسیدن به موفقیت و کسب افتخار می باشد. اکثر اوقات، برای بسیاری از افراد این سؤال پیش می آید که چه چیزی باعث می شود برخی افراد موفق تر از دیگران باشند. دو عنصر کلیدی جذاب تقریباً در هر دستور العملی برای موفقیت مشترک به نظر می رسد: الف) نظم و انضباط و ب) عزم راسخ. نظم و انضباط توانایی کنترل توجه، احساسات و اعمال در حضور عوامل حواس پرتی است. حال آن که، عزم و تعقیب بی وقفه یک هدف اصلی بدون توجه به ناکامی ها و شکست هاست.

جشن گرفتن موفقیت راهی برای تجلیل از موفقیت و دستاوردهای حاصل از رویکرد نظم خود می باشد، چرا که فرد موفقیت را به دست آورده است و شایسته آن می باشد.

در حالی که نظم و انضباط تمرکز مورد نیاز را برای دستیابی به موفقیت فراهم می کند، در مقابل، عزم راسخ مستلزم داشتن تلاش مشتاقانه برای رسیدن به یک هدف اصلی است.

 همه افراد دوست دارند که در زندگی به موفقیت برسند. این افراد در مرحله اصلی باید برای پیمودن مسیر زندگی، اهدافی را برای خود تعیین کنند و سپس تمام تلاش های خود را در راستای رسیدن به آن اهداف تمرکز کنند. بسیاری از افراد در راه رسیدن به اهداف خود موفق می باشند حال آن که بسیاری از آن ها با وجود خرج های بسیار زیاد ولی متأسفانه دچار شکست می شوند. از آن جایی که این افراد دارای اراده بسیار قوی می باشند، هرگز از رسیدن به موفقیت دست بر نمی دارند و هم چنان برای رسیدن به اهداف خود می جنگند.

با این وجود، افراد برای رسیدن به موفقیت باید در نظر داشته باشند که تنها چیزی که برای رسیدن به موفقیت لازم است این است که باید بدانند از کجا کار خود را شروع کنند و چگونه بر انجام کار مورد نظر ثابت قدم باشند به طوری که در تمام طول زندگی خود به دنبال راه های رسیدن به موفقیت باشند. برای این کار، لازم است که افراد برخی از عادت های ضروری را برای رسیدن به موفقیت در زندگی بیاموزند و برای رسیدن به اهداف خود به صورت جدی تلاش کنند.

راه های دستیابی به موفقیت از فردی به فرد دیگر متفاوت می باشد، دلایل آن شاید می تواند این امر باشد که تعریف افراد از موفقیت با یک دیگر فرق می کند. برخی از افراد به دنبال رسیدن به موفقیت مالی می باشند، حال آن که بسیاری دیگر به دنبال موفقیت فیزیکی و یا خانوادگی و عاطفی می باشند. زمانی که افراد به دنبال موفقیت می باشند باید به گونه ای در مسیر رسیدن به اهداف خود قدم بردارند که رضایت و یا خوشحالی آن ها را به دنبال داشته باشد.

همواره تیم کاری با موفقیت همراه نمی باشند، چه بسا شرکت ها و کسب و کارهایی که با داشتن تیم کاری بسیار مناسب و متعهد با شکست روبه رو شده اند. بنابراین، باید پذیرفت که شکست در کسب و کار نیز خود می تواند به بقای آن کمک بسیار مهمی کند.

بهترین کاری که رهبران یک تیم می بایست انجام دهند این است که باید در راستای دستیابی به اهداف مورد نظر، یک تیم حرفه ای را در کنار هم جمع کنند و آن ها را از اهداف و ارزش ها و نیز فعالیت های موردنظر شرکت آگاه سازند. این اقدامات خود به خود، راه های رسیدن به پیشرفت را برای کسب و کار باز می کند. رهبر یک تیم به هنگام کار با تیم هایی که دارای عملکرد ضعیفی می باشند، به سرعت متوجه این نوع عملکردهای آن ها می شود. وقتی این علائم را مشاهده می کند، متوجه می شود که تیم بی ثمر است و مسیر خود را به سمت شکست ترسیم می کند. این علائم عبارتند از: ناتوانی در دستیابی به اهداف، ارتباطات ضعیف، تعارض بدون رسیدگی در درون تیم، مدیریت هرج و مرج وظایف، عدم وفاداری نسبت به یکدیگر و تمرکز انرژی روی مناطقی که با اهداف تیم همسو نیستند.

بنابراین، برای رسیدن به موفقیت در یک کسب و کار، اولین اولویت یک رهبر باید این باشد که یک تیم عالی را تشکیل دهد و توانایی های هر کدام از آن ها را مورد ارزیابی قرار دهد تا ببیند که وجود آن ها در راستای اهداف مورد نظر اثربخش می باشد و یا خیر. بدین ترتیب کیفیت و اثربخشی تیمی که در حال تشکیل می باشد را بسنجد. هدف رهبر برای رسیدن به موفقیت باید در ایجاد تیمی باشد که تأثیر مثبتی بر روی خط نهایی کسب و کار وی بگذارد. دستیابی به موفقیت در کار، نیازمند به فداکاری های طاقت فرسای اعضای تیم می باشد. اگر رسیدن به اهداف و ارزش های مورد نظر آسان بود، همه موفق می شدند در حالی که فقط یک سوم می توانند موفق شوند.

اگر افراد قبل از رسیدن به هدف خود آن را ترک کنند، به آن نخواهند رسید. اما استثنائاتی در این زمینه وجود دارد، کسانی که سال هاست به طور خستگی ناپذیر در حال کار کردن می باشند ولی با این وجود هنوز هیچ نتیجه ای برای آن ها حاصل نشده است.

در حالی که موفقیت نسبی، ذهنی است، دارای ارزش پولی و غیر پولی است، شکست بیشتر یک دستور العمل یک اندازه برای همه است. در زیر به چند کاری که افراد برای شکست عمدی انجام می دهند اشاره شده است.

هر کارآفرین موفق می داند که زمان از خود پول با ارزش تر است. افراد ناموفق برای زمان خود ارزشی قائل نیستند. آنها همه جا، هر جا، هر زمان هستند زیرا توانایی اختصاص دادن زمان خود را به اهداف خود ندارند. و سال به سال وعده ‌های جدیدی می‌ دهند که هرگز به نتیجه نمی ‌رسند، زیرا نمی ‌توانند وقت لازم را برای رسیدن به اهدافشان بگذارند. مهارت های مدیریت زمان، یادگیری نحوه نه گفتن و دانستن اینکه چه تعهداتی را باید انجام دهند، گامی به سوی موفقیت بزرگ در هر زمینه ای از زندگی افراد است.

اگر افراد  نمی خواهند وقت خود را تلف کنند، پس باید یاد بگیرند که معطل نکنند. برای رسیدن به آنچه در زندگی می خواهند اقدامات لازم را انجام دهند.

بنا به گفته روی دیزنی، افراد وقتی می دانند ارزش هایشان چیست، تصمیم گیری سخت نیست.  هرچه یک هدف مهم تر باشد، در سلسله مراتب ارزش های فرد بالاتر خواهد بود و نظم بیشتری با آن مرتبط خواهد شد. هر چه یک هدف از اهمیت کمتری برخوردار باشد، سلسله مراتب ارزش های فرد پایین تر خواهد بود و نظم و انضباط کمتر و بی نظمی بیشتری با آن در ارتباط خواهد بود. افراد ناموفق مشغولیت را با بهره وری اشتباه گرفته اند. آنها بخشی از همه چیز هستند اما هر کاری که انجام می دهند در راستای ارزش ها و اهدافشان نیست. نوشتن اهداف در یک مجله و اجرای استراتژی هایی که می تواند فرد را به آنجا برساند.

به نظر می رسد که مردم فکر می کنند که موفقیت در یک زمینه می تواند شکست در زمینه های دیگر را جبران کند.

افراد ناموفق معمولاً جملاتی مانند من با اعداد و ارقام خوب نیستم، من واقعاً از درس خواندن متنفرم و فکر نمی‌ کنم بتوانم کسب ‌و کار موفقی داشته باشم، می ‌گویند. آنها برای خود محدودیت هایی قائل می شوند و رفتارشان را بهانه می کنند، اما این در واقع فقط راهی برای کم کاری و هدف گذاری پایین است. افراد باید این ایده را از خود دور کنند که فقط مجموعه‌ ای از مهارت‌ ها و استعدادها را برای کارهای خاص در نظر بگیرند.

کسانی هستند که دلایل و منطقی پیدا می کنند که چرا نمی توانند و چرا نباید یک کار را انجام دهند. آن ها گاهی اوقات این تمایل نفرت انگیز را با فقط واقع بین بودن اشتباه می گیرند. آنها فاقد تخیل هستند و همیشه راه هایی برای توجیه اینکه چرا چیزی نباید باشد پیدا می کنند، اما هرگز واقعا تلاش نمی کنند. بهترین راه حل این است که وقتی می خواهند بهانه جویی کنند ذهن خود را متوقف کرده و موتوری را که همه چیز را روشن کرده است دوباره روشن کنند.

افراد ناموفق معمولاً ضریب هوشی اجتماعی ندارند. آنها چیزهایی مانند خوب حداقل من صادق هستم یا من این گونه هستم، با آن کنار بیایند، می گویند. آنها نمی دانند چگونه با افراد دیگر رفتار کنند و بیشتر اوقات بدون هیچ دلیل مشخصی متکبر هستند. این ویژگی ‌ها نامناسب هستند و اعمال طبقاتی واقعی از آن ساخته نمی‌شوند. خوب و مودب بودن با افرادی که دوستشان دارید آسان است، خوب و مودب بودن با کسی که نمی توانید تحمل کنید یا دائماً با او اختلاف نظر دارید این شخصیت است. یادگیری نحوه صحبت کردن با مردم مهارتی است که تنها تعداد کمی از آنها به آن مسلط شده اند. گفته شده است که بهترین راه برای آزمایش شخصیت یک مرد این است که تماشا کنند وقتی در یک صف طولانی ایستاده و با خدمات بدی مواجه می‌شود.​

اهداف یادگیری

انگیزشی

مخاطب هدف

  • همه افراد

برنامه تحصیلی

1 درس4 دقیقه 38 ثانیه

8 عادت افراد موفق قبل از صبحانه

8 عادت افراد موفق قبل از صبحانه00:04:39

مدرسین شما

دکتر غلامرضا دبیری

0/5
4 دوره
0 دیدگاه
1 دانشجو
مشاهده بیشتر

یک نظر بنویسید

50-Habits-of-successful-people
رایگان
سطح
همه سطوح
مدت زمان 4.6 دقیقه
سخنرانی
1 سخنرانی

اعتبار ثبت نام: مادام العمر

آیا می خواهید برای همه فعالیت ها، اعلان های پوش نوتیفیکیشن دریافت کنید؟

فیلدهای نمایش داده شده را انتخاب کنید. دیگران مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد سفارش ، بکشید و رها کنید.
  • عکس
  • شناسه محصول
  • امتیاز
  • قیمت
  • در انبار
  • موجودی
  • افزودن به سبد خرید
  • توضیحات
  • محتوا
  • عرض
  • اندازه
  • تنظیمات بیشتر
  • ویژگی ها
  • ویژگی های سفارشی
  • زمینه های دلخواه
برای پنهان کردن نوار مقایسه ، بیرون را کلیک کنید
مقایسه
لیست علاقه مندی ها 0