وبلاگ

کدام ویلیام درست می‌گفت؟

Studied-at-the-Royal-College-of-London_awatlaw_com
کسب و کار

کدام ویلیام درست می‌گفت؟

در سال 1850 نابغه جوانی به نام William Clifford در سن پانزده سالگی وارد کالج سلطنتی انگلستان شد و بسرعت مدارج دانشگاهی فیزیک و ریاضی را با بهترین نمرات طی کرد و به استادی همان دانشگاه رسید. ده سال پس از ورود به دانشگاه، یعنی در سن بیست و پنج سالگی نظریه ماده و گرانش را براساس انحنای زمان-فضا عنوان کرد، نظریه‌ای که بیش از نیم قرن ناشناخته ماند و سپس مجدداً توسط آلبرت اینشتین (و به احتمال زیاد بدنبال آشنایی او با نوشته‌های کلیفورد) بعنوان تئوری نسبیت ارائه شد و مرزهای فیزیک و اخترشناسی را جابجا کرد.
در سن 33 سالگی، کلیفورد نظریه‌ای بسیار مهم و اساسی در زمینه فلسفه اخلاقی عنوان کرد و عنوان داشت:
«داشتن اعتقاد به هر چیزی بدون وجود شواهد کافی نه تنها غیرمنطقی، بلکه بسیار غیراخلاقی و زیانبار است».
او عنوان کرد که هر نوع اعتقاد باید براساس شواهد کافی و قابل اثبات باشد (responsible believing) ، وگرنه اعتقاد بدون داشتن شواهد کافی و مستند (irresponsible believing) فقط موجب تقابل‌ و دشمنی بین افراد و گروهها و آسیبهای اجتماعی فراوان خواهد شد. کلیفورد معتقد بود که اگرچه داشتن اعتقاد «حق» هر کسی است، ولی داشتن هر حقی با داشتن «مسئولیت» در قبال نتایج آن همراه است (برای مثال ما با گرفتن گواهینامه حق رانندگی بدست می‌آوریم، ولی مسئولیت آن هم برعهده خود ما خواهد بود).
متأسفانه این دانشمند و نابغه بزرگ که میرفت تا دنیای دانش و فلسفه را دگرگون کند، در سن 34 سالگی، یعنی یکسال پس از عنوان کردن نظریه فلسفی‌اش فوت کرد.
.
چند سال بعد، یکی از استادان برجسته فلسفه در دانشگاه هاروارد، به نام William James ، در انتقاد از نظریه ویلیام کلیفورد و در دفاع از اعتقادات، عنوان کرد که:
«هرکسی حق دارد به هر چیزی که دلش بخواهد اعتقاد داشته باشد و بخاطر آن به هیچکس پاسخگو نیست. هیچکس هم حق دخالت در اعتقادات دیگران را ندارد».
.
در فلسفه، تئوری ویلیام کلیفورد به
“Sufficient evidence Theory”
و تئوری ویلیام جیمز به
“Right to believe Theory”
معروف شدند.
.
در سالهای بعد…
– دانشمندان رشته‌های STEM، شامل science, Technology, Engineering and Mathematics تئوری اول را بعنوان معیار کار خود قرار دادند. آنها بر اساس تئوری ویلیام کلیفورد، روزبروز بیشتر و سخت‌تر هر ایده و نظری را به شدت به چالش کشیدند و فقط مطالب آزمایش و اثبات شده را بعنوان دانش قبول کردند و آموزش دادند.
– برعکس بزرگان دین، اخلاقیات و سیاستمداران تئوری دوم را اساس و مبنای کار خود قرار دادند و از ارائه شواهد و مدارک برای نظرات خود سر باز زدند. آنها طبق تئوری ویلیام جیمز، عنوان کردند که داشتن هر عقیده‌ای حق ماست و هیچکسی حق پرس‌وجو در نظرات ما را ندارد.
.
و اما نتیجه…
در یک و نیم قرن گذشته، شاخه‌هایی که تئوری ویلیام کلیفورد را اساس کار خود قرار دادند (علوم تجربی، ریاضیات و شیمی و فیزیک و کامپیوتر، مهندسی‌ها)، نه تنها به پیشرفتهایی شگرف و عظیم دست یافتند، بلکه روزبروز اختلافات بین آنها کاسته شده و بر اشتراکات آنها افزوده شد، بطوریکه که برای مثال امروزه تفاوتی بین روشهای پزشکی در ژاپن و آفریقای جنوبی و آمریکای شمالی و غیره وجود ندارد و همگی به اصول ثابتی معتقدند و مدام در حال پیشرفت هستند.
برعکس، رشته‌هایی که تئوری ویلیام جیمز را اساس کار خود قرار دادند (رشته‌های اخلاق، تئولوژی و سیاست) روزبروز به مشکلات جدیدی برخوردند، اختلاف نظرها بیشتر و عمیقتر شد، شاخه‌ها و زیرشاخه‌های جدید تأسیس شدند، رادیکالیسم و افراطی‌گری ظاهر شد، جنگ و دعوا و درگیری و خونریزی و ویرانی و نابودی بوجود آمد، و به مرور زمان، بر مشترکات شاخه‌های مختلف این علوم افزوده نشد، بلکه بیشتر و بیشتر از هم فاصله گرفتند.
فقط در یک و نیم قرن گذشته، بطور متوسط سالی یک میلیون نفر بخاطر اختلافات عقیدتی و سیاسی کشته شده‌اند. امروزه نیز هرروز شاهد درگیری‌های دینی، سیاسی و اختلاف‌نظرهای شدید اخلاقی حتی بین افراد یک جامعه و یک شهر هستیم.
.
در پایان، یکبار دیگر به تئوری ویلیام کلیفورد توجه کنیم:
«داشتن اعتقاد به هر چیزی بدون وجود شواهد کافی نه تنها غیرمنطقی، بلکه بسیار غیراخلاقی و زیانبار است».
هیچ نظر و حرف و عقیده‌ای را بدون سند و مدرک معتبر نپذیریم، و هر چند وقت یکبار چندتا از عقاید قدیمی خودمان را بررسی کنیم.
به قول David Hume یکی از بزرگترین فیلسوفان تاریخ و فیلسوف مورد علاقه من:
«هر ادعایی یا باید واقعیتی عینی، همگانی و غیر قابل انکار باشد (مانند دو ضربدر دو میشود چهار) و یا باید قابل اثبات با روشهای یکسان علمی و توسط همگان باشد (مانند چرخش زمین به دور خورشید). هر ادعایی که جزو این دو مورد نبود را به درون آتش بیفکنید، چون نتیجه‌ای جز گمراهی و زیان و تباهی ندارد»!
.
حالا یکبار دیگر پرسش ابتدای متن را یا هم مرور کنیم:
کدام ویلیام درست می‌گفت؟
.
دکتر ثمری
۲۴ ژوئیه ۲۰۲۲​

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

فیلدهای نمایش داده شده را انتخاب کنید. دیگران مخفی خواهند شد. برای تنظیم مجدد سفارش ، بکشید و رها کنید.
  • عکس
  • شناسه محصول
  • امتیاز
  • قیمت
  • در انبار
  • موجودی
  • افزودن به سبد خرید
  • توضیحات
  • محتوا
  • عرض
  • اندازه
  • تنظیمات بیشتر
  • ویژگی ها
  • ویژگی های سفارشی
  • زمینه های دلخواه
برای پنهان کردن نوار مقایسه ، بیرون را کلیک کنید
مقایسه
لیست علاقه مندی ها 0